آشنایی با هنر در تاریخ: پلان معماري بيزانس (روم شرقي)
كليساي اياصوفيه: مهمترين بناي به جاي مانده از دوران فرمانروايي ژوستي نين در استانبول كليساي ايا صوفيه است كه از اصل يوناني هاگيا صوفيا به معني كليساي حكمت مقدس است و يكي از كاميابيهاي ساختماني هر عصر و زماني به شمار مي آيد. اين بنا كه در سالهاي 7-532 ميلادي ساخته شده است نام معماران برجسته اش آنتيمس تراسلي و اسيدروس ميلوتوسي را در خاطره ها و يادها حفظ كرده است. ابعاد حيرت انگيز اين ساختمان ،كه در بناهاي فلزي قابل تصور نيست ، توجه انسان را به خود جلب مي كند. ابعاد آن 72*91 متر،قطر گنبدش 31 متر و ارتفاع گنبدش از سطح زمين نزديك به 56 متر است. از لحاظ مقياس با ساختمانهايي كه تاكنون در بررسي معماري روم پيش از مسيحيت و روم دوران مسيحيت ديديم همانند : پانتئون ،حمامهاي كاراكالا و باسيليكاي كنستانتين ، رقابت مي كند. در نماي بيروني گنبد عظيم آن بر كل بنا مسلط است ، ولي اجزائ و شكل بيروني آن پس از تكميل بناي اوليه تاكنون شديداً دگرگون شده است. با افزودن پشت بند عظيم بر طرح اصلي و چهارمناره رفيع تركي پس از پيروزي عثمانيها در سال 1453 ميلادي و تبديل اياصوفيه به يك مسجد اين بنا در سده بيستم از حالت يك بناي مذهبي در آمد و امروزه بصورت موزه در معرض ديد مردم سراسر جهان قرار دارد.
نقشه ساختمان اياصوفيه نمايشگر تركيبي منحصر به فرد از عناصر گوناگون است ، بدين معني كه بنا داراي محور طولي كليساهاي مستطيل شكل صدر مسيحيت است، و قسمت مركزي يا صحن از محوطه اي چهارگوش واقع در زير گنبدي عظيم تشكيل يافته است.در حالي كه در دو طرف آن دو نيم گنبد ضميمه شده و صحن را به شكل بيضي بزرگ در آورده است، متصل بر اين نيم گنبد ها تاقچه بنديهاي نيم مدور با رديف تاقهاي گشاد تعبيه گرديده است. به طريقي كه گويي قوس گنبد اياصوفيه در ميان دو نيم كليساي مستطيل شكل گنجانده شده است. گنبد بر روي چهارطاق قوس كه سنگيني آن به چهار جرز كوه پيكر واقع در چهارگوشه مربع مركزي منتقل مي سازد،قرار گرفته است،به طوري كه ديوارهاي واقع در زير تاقها به هيچ وجه خاصيت حمال يا نگهدارنده وزن بنا را ندارد. انتقال تدريجي از بدنه چهارگوش متشكل از اين تاقها به لبه مدور گنبد بوسيله سه گوشي هاي كروي شكل موسوم به تاسچه ها بنا مي گردد. اين تدبير تازه در معماري كه موجب مي شد گنبدهاي بلندتر و سبك وزن تر از گنبدهاي قديمي بر روي شالوده اي گرد مانند معبد پانتئون يا چند ضلعي منظم نصب گردد ، مقبول افتاد. درباره اينكه گنبدمتكي بر تاسچه ها در كجا و چه زماني اختراع شد اطلاعي در دست نيست. بناي اياصوفيه نخستين نمونه به مقياس بزرگ است ، كه از آن شيوه معماري بر جاي مانده است مسلماً اين روش ساختماني در زمان خود اهميت بسزائي داشته است و در عالم معماري عنصري نوين به ميان آورده است. زيرا مي دانيم كه از آن پس گنبدي متكي به تاسچه ها در معماري بيزانس عنصر و عاملي اساسي گرديد، و به علاوه چندي بعد معماري روم غربي را نيز به رير سلطه خود گرفت. عوامل ديگري كه در بناي اياصوفيه تاثير داشتند در واقع عبارت بودند از : نقشه ساختماني و روش شمع زني به بدنه و جرز هاي اصلي و نيز مقياس بزرگي كه در ايجاد ان مجموعه بكاررفته است. همه اين ها يادآور باسيليكاهاي كنستانتين است. كه بلند پروازانه ترين اقدام امپراطور روم به استفاده از معماري تاق نيم دايره و عظيم ترين يادگار ساختماني باقيمانده از فرمانروايي كه مورد احترام خاص ژوستي نين قرار داشت (كنستانتين) شمرده مي شد. در اين بنا آنچه بيننده را بيش از هر چيز تحت تاثير قرار مي دهد كيفيت و كميت نوري است كه وارد بنا مي شود. چهل پنجره اي كه زير گنبد تعبيه شده است،چنان مي نايد كه گنبد با چنين عظمتي روي نور استوار است كه از طريق پنجره وارد مي شود. شايد بيننده تصور كند گنبد به وسيله زنجيري طلائي از آسمان آويخته شده و تماسي با استوانه بنا ندارد. گاهي تصور مي شود كه اين بنا از نور خورشيد در خارج استفاده نمي كند بلكه نوري در داخل بنا وجود دارد(كه خود جز نور خارج نيست)
شايان ذكر است كه بناي اياصوفيه ،شرق و غرب و گذشته و آينده را در تركيبي فاخر و شكوهمند به يكديگر پيوند مي داده است. پيكره جسيم اين بنا كه چون تلي بزرگ بر زمين استوار گرديده است، با طبقاتي سوار شده بر روي هم تا 56 متر ارتفاع مي بايد و قطر گنبد دايره اي شكل آن به 31 متر مي رسد و اطراف انرا پنجره هايي فرا گرفته است.
در ميان آثار معماري موجود در هنر بيزانس ، بيشتر بناها مذهبي هستند ، كاخهاي شاهي خيلي زياد نيستند و تنها بناهاي مذهبي به جاي مانده اند ، زيرا مردم به كاخ توجه چنداني نداشتند.
در قلمرو امپراطوري بيزانس در جنوب تركيه امروزي به قلعه جالبي از نظر معماري بر مي خوريم كه درست بر اساس همان وسعت جزيره ،قلعه اي با برجهاي ديده باني سنگي ساخته اند و ئسعت آن به حالتي است كه تصور مي شود كه قلعه از درون آب سر درآورده است. اين قلعه به قلعه دختر معروف است كه احتمالاً نام آن از ايران الهان گرفته است ، زيرا در دوره ساسانيان در فيروزآباد فارس نيز قلعه اي به همين نام و مشخصات موجود است. بطور كلي و خلاصه مي توان گفت كه هنر بيزانس ريشه اي شرقي داشت و سايه آن بر هنر غرب گسترده گرديد.
معماري دوره بيزانسي پسين : در فاصله اواخر قرن دهم ،سده دوازدهم با حمايت پادشاهان مقدوني ، پديده اي در جامعه هنري بيزانسي رخ داد كه در واقع بايد آنرا دومين شكوفائي يا دومين عصر طلائي بيزانس ناميد. فرهنگ بيزانسي يكبار ديگر با هنر هلني مواجه گرديد كه تا رسيدن به سبكهاي به ارث رسيده از دوره ژوستي نين يا روزگار نخستين عصر طلائي (شكوفائي) با آنها توام گرديد.
در معماري اين دوره سلسله تنوعاتي در صحن گنبد دار مركزي پديدار گرديد. ساختمانهاي اين دوره از بيزانس (بيزانس پسين) به شكل مكعب گنبد دار است و مكعب بر روي نوعي استوانه يا بدنه مدور نهاده شده و بالا رفته است. كليساها از نظر حجم ، ديوار بيروني شان با نقش برجسته تزئين شده اند ، در يكي از اين نمونه بناها ، كليساي تئوتوكس كه در حدود سال 1040 ميلادي در شهر هوسيوس لوكاس يونان ساخته شده مي توان شكل يك صليب گنبد دار را ديد كه چهار بازوي هم اندازه چهار بازوي تاق دار صليب يوناني است. طرح معماري بيزانسي در كنار اين واحد و با مضاعف كردن آن فضاي پيچيده اي آفريده است.
در كليساي كاتوليكون كه به كليساي فوق الذكر متصل است سقفي گنبدي بر بالاي يك هشت ضلعي ، احاطه گرديده و در يك مربع و در نتيجه عناصري به نام سه گنج كه مربع را جمع كرده به يكديگر وصل مي كنند. اين شيوه كار با استفاده از طرحهاي قديمي تري همانند پلان مدور سانتاكوستانستا، پلان هشت ضلعي سامن ويتاله ، وگنبد متكي بر نيم گنبدهاي روي يك مربع دركليساي اياصوفيه است، و از همه مهمتر در نتيجه مراوده با شرق است كه نوع گنبد زدن در بنا به اين صورت مقتبس از معماري چهار تاقي ساساني است . فضاي گنبد دار كليساي اياصوفيه است، و از همه مهمتر در نتيجه مراوده با شرق است كه نوع گنبد دار كليساي كاتوليكون در ميان فضاهاي چهارگوشي محاط شده است. ارتفاع داخل كليساي كاتوليكون بازتابي از نقشه پيچيده آن است. اين كليسا نيز همانند ساختمانهاي پيشين بيزانسي فضا و سطح ،نور و تاريكي را به يك راز تبديل مي كند. فضاي بلند و باريك دروني اين كليسا ما را بر آن مي دارد كه نگاهمان را به نقاط بالا متمركز كنيم و به پيرامون بچرخيم . تاريكي فضاي دروني ، القاي زيبايي فوق العاده از تداخل پيچيده عناصر بلند و تاريك است. به اين ترتيب به نظر مي رسد كه معماران بيزانسي ميانه و پسين در صدد پديد آوردن فضاهاي داخلي پيچيده اي بوده اند كه در سطوح بالاتر به گنبدهايي چندگانه منتهي مي شوند ، اين گنبدها در نماي بيروني تركيبهايي تماشايي با شكلهاي مدور پديد مي آوردند كه پرسپكتيوهاي جابجا شونده ، به طرز برجسته اي در نظر بيننده زنده مي شوند.
يكي ديگر از كليساهاي برجسته دوره بيزانس پسين كليساي سان ماركو در شهر ونيز ايتاليا است. بناي اصلي كليساي سان ماركو در سده يازدهم ميلادي ساخته شده است ، در سطوح پائين با افزوده هاي رومانسك و گوتيك تغيير شكل يافته است ولي نقشه يا منظره هوايي گنبدها كه در امتداد صليبي با بازوهاي برابر صليب يوناني شكل گرفته اند ، منشا بيزانسي آنرا آشكار مي سازد . پوسته هاي داخلي گنبد ها با شكلهاي بر آمده ،چوبي و كلاهخود مانندي پوشيده شده اند كه سطح بيروني شان با ورقه هاي مس طلاكاري شده است.
فضاي داخلي كليسا همانند پلانش ، اساساً بيزانسي است هر چند مقياس بزرگ ژوستي نين و سكته هاي ناشي از بند هاي گنبد دار آن تا اندازه اي جزئي در اثرناصر رومانسك غربي دگرگون شده اند. يكي از ويژگيهاي بازر ساختمان روش تامين روشنايي و سلسله موزائيكهاي روايتي آن ،تماماً بيزانسي است در پايان بايد اشاره كرد كه دو نوع پلان عمده در دوره بيزانس پسين رايج گرديد كه يكي پلان صليب بسته بود ،كه به نمونه هايي از آنها اشاره شد.
لازم ذكر است كه به چند نمونه ديگر نيز اشاره گردد،از جمله:(كليساي سان آندريو)، (كليساي سان افسوس) و(كليساي هاگياصوفيا) در مالونيكا. هريك از بناهاي ياد شده داراي ويژگيهايي هستند كه قبلاً به آنها اشاره شد.
در پايان بحث معماري بيزانس به نحوه مسقف كردن بناها با روش تاق زني هاي مختلف هم بايد اشاره نمود.
موزائيك كاري: يكي از هنر هاي ويژه بيزانس هنر موزائيك كاري است. اين هنر سابقه طولاني در سرزمينهاي شرقي ، بخصوص در تمدن سومري دارد. در دوره بيزانس بهترين نمونه هاي موزائيك بر سطوح ديواره ها را با سنگهاي الوان و ريز در طرحهاي متنوع موزائيك كاري مي كردند. به عبارتي موزائيك قرار دادن قطعات ريز سنگ الوان و ايجاد نقشهاي مختلف در ديوارها.
از نمونه هاي شاخص موزائيك كاري بايد به موزائيك هاي داخلي كليسا اياصوفيه اشاره نمود كه در آن روزگار نخستين تلالو زرين فام موزائيك كاريها،نماي قابل توجهي را به ساختمان مي بخشيده است و نمونه اي از يك موزاييك كاري ها داخل كليساي سان ويتاله در راونا است كه ژوستي نين و ملازمان او را نشان مي دهد و همچنين موزائيك كاري داخل كليساي سان ماركو است كه صحنه هاي سفر آفرينش را نمايش مي دهد. هنر موزائيك به حدي در بزانس رايج گرديد و به تكامل رسيد كه به عنوان يكي از اصلي ترين هنر هاي اين امپراطوري شناخته شده است.
همزمان با اين دوره در ايران دوره ساساني هم موزائيكهاي جالب توجهي در ايوان موزائيك شهر بيشابور يافت شده است كه احتمالاً نشاني است بر تاثير گذاري متقابل.
نقاشي بيزانسي: نقاشي اين دوره را بايد در بحثي جداگانه بررسي كرد وليكن بطور مختصر بايد اشاره نمود كه در مقايسه با معماري از پيشرفت چنداني بر خوردار نبود،و به عبارتي تا حدودي فراموش شده بود(البته در قرن هشتم و نهم ميلادي) ، در اين زمان عقايد شمايل شكني فوق العاده مورد توجه قرار گرفت. چون در كتاب مقدس نقاشي و ساختن تنديس ها در خانه خدا مغاير با آيين مسيحيت بود. به همين علت بسياري از هنرمندان بيزانس را به سوي غرب ترك گفته و برخي نيز به اجبار حرفه خويش را تغيير دادند. لذا آثار نقاشي در زمينه غير مذهبي بسيار اندك و توسط افراد گمنام انجام مي شد ، تا اينكه در قرن يازدهم ميلادي نخستين آثار بيزانس را در كليساي دافنه (دافني) در يونان مشاهده مي كنيم كه نشانگر سادگي ، افتخار و شكوه كلاسيك است و توسط هنرمن بيزانسي به نمايش در آمده است و باز هم با ايمان بيزانسي مخلوط شده است.
پايان
برگرفته از كتاب معماري جهان